بوم‌ گردی ‌فراموش ‌شده!



در این یادداشت آمده است: رسم سفر برای تلطیف وجود آدمی مثل خون در رگ، حیاتی است. استان کرمانشاه با تنوع قومی، سنت‌های چند هزار ساله، مناطق سرشار از طبیعت بی‌همتا و چشم‌نواز فرصت گرانقدری است که به ‌دلایل مختلف از سوی مدیران استان به ‌فراموشی سپرده شده است.
برنامه‌ریزی‌های خودجوش فردی و گروهی فرایندی است که ناتوانی صاحب‌ منصبان مربوطه را به رخ می‌کِشد. اگر چند سنت و رسم اجتماعی مردم این دیار در هر نقطه دیگری از ایران و جهان بود، هزاران هزار نفر را به‌ عنوان گردشگر به ‌خود می‌خواند و موقعیت اقتصادی بلندبالایی از رشد و توسعه را نصیب منطقه می‌کرد.
استان کرمانشاه از شگفت‌انگیزترین نقاطی است که با تنوع ارزشمندی از فرهنگ، سنت، آب و هوا و تجدید عهدهای اجتماعی و اتحاد مردم روبروست. اما به‌ دلیل ضعف ساختاری مدیریت اجتماعی جامعه، نگاهبانی از این مبانی را مردم بر‌عهده گرفته‌اند. جشن‌ شکر‌گزاری و برداشت انار می‌توانست در صورت مدیریت سامان‌ یافته، انبوه گردشگران را به استان سرازیر کند. توزیع جشن در چند نقطه انارخیز را می‌شد بین روزهای هفته تقسیم کرد تا این سفره رنگین فرهنگی به چشم هموطنان بیشتری بنشیند. جشن انار در روستای دودان و شهر باینگان به‌ دلیل دعوتی که در فضای مجازی منتشر شده بود بوم ‌‌گردان بسیاری را بیش از ظرفیت جاده، خودرو و امکانات لازم به منطقه کشاند.
بسیاری در میانه راه در ترافیک چند کیلومتری روستا ماندند و از این سفر چشم پوشیدند و به مناطق دیگری رفتند. دکتر پیمان پاکزاد دوست پزشک و هنرمندم، گزارش رنج‌آور این نابسامانی را نوشته است.
ناهماهنگی‌ها، کمبود امکانات و خیل گردشگرانی که می‌خواستند از این مراسم لذت ببرند ناشادمان به روستاهای دیگری رفتند یا به به خانه برگشتند. این قلم به ‌دلیل سفرهای عکاسی بیشتر آن مناطق را در ‌نوردیده است. مردمان مهمان‌دوست و بلند‌نظر ‌روستای زردویی با آن منطقه دره‌ای زیبا، صفت ترکیبی ارزشمندی را به شما هدیه می‌کنند.
درختان پاییزی شاعر مسلکی که با انارهای قرمز پُر آب روزتان را بر شما میمون و مبارک می‌گرداند. یک برنامه‌ریزی کم ‌نقص می‌تواند در کنار این جشن زیبای برداشت انار، دیگر محصولات لذت‌ بخش منطقه را به گردشگران معرفی تا همراه فروش صنایع دستی، محصولات باغی مثل گردو، انار و عصاره آن، ‌توسعه، رونق، تولید بیشتر، تحول و تغییر، تحکیم مناسبات قومی، فرهنگ و هنر بومی مثل موسیقی و تنبورسازی محلی میراث گرانسنگی از عظمت را به منطقه برگرداند.
موضوع فراموش شده نزد مدیران مربوط، همین مبانی است. کافی بود وسایل عمومی را تجهیز و با هماهنگی ادارات و نهادها روزهای خوبی را برای مردم رقم می‌زدند. این موضوع فقط به منطقه اورامانات مربوط نمی‌شود. وقتی روستای زیبای ‘گُلین’ گیلانغرب، کندوله تاریخی و کرم‌بست با تخصص ارزشمند تعزیه‌خوانانش، بخش مهم گهواره با خانه تنبورش و نیز باغ‌های منطقه چنگیزه با سیب‌های رنگارنگش و انگورهای سرتخت به فراموشی سپرده می‌شود تا فقط محصولاتش را مصرف کنیم، فرهنگ و سنت دیرینه آن را باید معرفی و بوم‌گردی را رسم زمانه کرد. مدیران میراث فرهنگی در این زمینه چه کرده‌اند؟
8066 انتشاردهنده:علی مولوی



انتهای پیام /*










شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید